الشيخ محمد علي الگرامي القمي

28

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

اطاعتش لازم و حجت بر مردم است و پس از او امام حسن عليه السلام . . . حضرت صادق عليه السلام بيانات منصور را تصديق فرمودند . در اين روايت امام از نظر اينكه حجت الهى و قيم قرآن ( كه منظور همان بيان اوامر و فرامين الهى است ) مىباشد مورد توجه و بحث واقع شده است . ولى به احتمال قوى منظور از « قيم » نه فقط تبيين مفاهيم و قوانين آن بلكه تحقق دادن آن در سطح اجتماع مىباشد . 2 - يونس بن يعقوب « 1 » مىگويد نزد امام صادق عليه السلام بودم مردى از شام نزد آن حضرت آمد گفت « من شخصى دانشمند هستم ، فلسفه و فقه و مباحث ارث را نيز خوب مىدانم آمده‌ام تا با شاگردان شما درباره رهبرى مباحثه كنم . « امام ابتدا با يك روش به ظاهر ( جدلى منطقى ) « 2 » او را از اوج خيال‌پردازى عنوان دانشمندى به زير آورده فرمود « سخن تو در بحث هايت از كلمات پيامبر صلى الله عليه و آله است يا از خود توست ؟ گفت هر دو . فرمود : پس تو شريك پيامبر هستى ؟ گفت : نه ، فرمود : پس از طرف خدا وحى به تو رسيده و تو را باخبر ساخته است ؟ گفت نه . فرمود : آيا همچون پيامبر صلى الله عليه و آله اطاعت از تو لازم است ؟ گفت نه . . . حضرت سپس رو به من كرده فرمود « يونس ، اين شخص پيش از مناظره خود را مغلوب نمود . « 3 »

--> ( 1 ) - يكى از اصحاب مورد وثوق است ، در روايت « ارسال » هست ولى متن آن موجب اطمينان است : حديث چهارم باب الاضطرار الى الحجة : اصول كافى ( 2 ) - خصوصيت آن در كتاب‌هاى منطقى ذكر شده ( 3 ) - كه اقرار به سستى مطالب خود نمود . البته روش كلام همانطور كه گفتم بر مبناى جدل بوده نه برهان و منظور شكست غرور طرف بوده است . منظور از جدل هم جدل منطقى است نه جدال به معناى عرفى كه نوعا به معناى زير بار نرفتن عمدى استعمال مىشود